در گذشته، برای رسیدن به موفقیت کافی بود بازاریابان بتوانند در نقش مدیران موفق و موثر ظاهر شوند؛ مدیرانی که می‌توانند اهداف شرکت را از پیش تعیین کرده و با رعایت بودجه و زمان برای رسیدن به آن‌ها برنامه ریزی کنند. اما امروزه با توجه به اهمیت خلاقیت در بازاریابی، بازاریابان باید در نقش کارآفرینانی ظاهر شوند که همه تلاش آن‌ها حفظ تعادل بین محصول و نیاز بازار است.

روندی که امروزه بیش‌تر بازاریابان انتخاب کرده‌اند، استفاده از تکنیک‌های کارآفرینیست. در واقع، بازاریابی دیگر صرفا به معنای تلاش برای افزایش فروش یک محصول به کمک روش‌های سنتی نیست، بلکه بازاریابی علم و هنر جذب مشتری از طریق ارتقا محصول است که این خود کلیدی برای حل مشکل خلاقیت در بازاریابی است.

تغییراتی که در رفتار مشتریان، تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی اتفاق افتاده است، همه و همه معنای خلاقیت در بازاریابی را تغییر داده است. معیار سنجش موفقیت بازاریابی امروزه دیگر ورودی‌های این عرصه نظیر کیفیت یک محتوای منتشر شده یا یک کمپین اجتماعی نیست، بلکه خروجی فعالیت شما و از همه مهم‌تر اعتبار برند و اعتماد مشتریانتان است. اگر چه بازاریابان قدیم بیش‌تر مانند هنرمندان یا مدیران فکر میکردند، اما امروزه بازاریابان باید در نقش کارآفرینان و مخترعان ظاهر شوند تا بتوانند با بهره گیری از تجارب مشتریان و استفاده از داده‌های موجود برای تصمیم گیری ، یک بازاریابی خلاقانه برای محصولات انجام دهند.

خلاقیت در تبلیغات بسیار مهم می باشد. به طور کلی، شرکت هایی که از خلاقیت استفاده کرده بودند نسبت به آنها که سادگی را انتخاب کرده بودند، تبلیغات شان موثرتر واقع شده بود.

ایده های تبلیغاتی خلاقانه برای سازمان های از اهیمت بسیاری برخوردارند، چون این تبلیغاتی ابتکاری بە انتقال پیام سازمان بە مخاطبین هدف کمک می کند. در حالی کە طراحان ایده های تبلیغاتی کە دارای پیام مستقیم می باشند را ترجیح می دهند، سایرین بر این باورند کە تبلیغاتی کە دارای پیام غیرمستقیم می باشند می توانند جذابیت بیشتری داشته باشند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید